1- گروه تغذیه دام و طیور، دانشکده علوم دامی، دانشگاه علوم کشاورزی منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
چکیده: (768 مشاهده)
چکیده مبوسط
مقدمه و هدف: شکمبه به عنوان مرکز متابولیک نشخوارکنندگان، نقش محوری را در هضم مواد فیبری و تأمین انرژی و پروتئین مورد نیاز دام ایفا میکند. هر گونه تغییر در جیره غذایی، بهویژه از نظر منبع و شکل فیزیکی چربی، میتواند الگوی تخمیر، جمعیت میکروبی و در نهایت کارایی تولید پروتئین میکروبی را دستخوش تغییر نماید. در این میان، گیاه کاملینا ساتیوا (sativa Camelina) به دلیل مقاومت به خشکی و شوری، و دارا بودن روغنی غنی از اسیدهای چرب غیر اشباع، به ویژه اسید آلفا-لینولنیک (امگا-۳)، به عنوان منبعی نوظهور در تغذیه دام مطرح شده است. روغن پالم، به دلیل غلبه اسیدهای چرب اشباع، اثر کمتری بر جمعیت میکروبی شکمبه دارد، در حالی که روغن کاملینا با دارا بودن چندین پیوند غیر اشباع، ممکن است منجر به تغییر نسبت اسیدهای چرب فرار، کاهش متان و بهبود کارایی انرژی گردد. همچنین، نوع فرآورده (دانه یا روغن) میتواند بر پاسخهای شکمبهای اثر متفاوتی داشته باشد. از آنجا که سنجش مستقیم جمعیت میکروبی دشوار و پرهزینه است، استفاده از شاخصهای غیرمستقیم مانند اندازهگیری مشتقات پورینی در ادرار برای برآورد سنتز پروتئین میکروبی به کار میرود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر روغن پالم، روغن کاملینا و دانه کاملینا بر فراسنجههای تخمیر شکمبهای و سنتز پروتئین میکروبی در برههای پرواری انجام شد.
مواد و روش ها: تعداد 32 رأس بره نر (با میانگین سن 3.5 ماه و میانگین وزن اولیه 0.48 ± 23.89 کیلوگرم) در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و هشت تکرار به مدت ۸۴ روز پروار شدند. تیمارها شامل: 1- جیره پایه بدون مکمل روغن (جیره شاهد)، 2- جیره پایه حاوی 1.5 درصد روغن پالم، 3- جیره پایه حاوی 1.5 درصد روغن کاملینا، و 4- جیره پایه حاوی 5 درصد دانه کاملینا بودند. جیرهها بر اساس توصیههای (NRC, 2007) تنظیم و از نظر انرژی و پروتئین خام متعادل شدند. خوراکها بهصورت TMR در دو وعده (هفت صبح و چهار عصر) تغذیه گردیدند. نمونهگیری از مایع شکمبه برای اندازهگیری pH، نیتروژن آمونیاکی و اسیدهای چرب فرار در روز ۸۴ و چهار ساعت پس از خوراکدهی صبح با استفاده از لوله مری انجام شد. pH شکمبه بلافاصله توسط pH متر سیار اندازهگیری گردید. غلظت های نیتروژن آمونیاکی با روش فنل-هیپوکلریت و اسیدهای چرب فرار با استفاده از دستگاه گاز کروماتوگراف تعیین گردیدند. برای تخمین سنتز پروتئین میکروبی، ادرار ۲۴ ساعته در روز ۸۰ جمعآوری و مشتقات پورینی (آلانتوئین، اسید اوریک، گزانتین و هیپوگزانتین) با کیتهای استاندارد اندازهگیری شدند. جریان نیتروژن میکروبی با استفاده از معادلات چن و گومز (1995) محاسبه شد. دادهها با استفاده از رویه GLM نرمافزار SAS (ویرایش 4.9) و در قالب طرح کاملاً تصادفی تجزیه و تحلیل شدند و مقایسه میانگینها توسط آزمون دانکن در سطح ۵ درصد انجام گرفت.
یافته ها: pH شکمبه تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت و در محدوده 6.75 تا 7 باقی ماند (0.05<P) که بیانگر حفظ تعادل بافری و سلامت محیط شکمبه است. غلظت کل اسیدهای چرب فرار در تیمار روغن کاملینا (25/111 میلیمول در لیتر) بالاترین و در تیمار روغن پالم (00.91 میلیمول در لیتر) پایینترین مقدار بود (0.0001>P). نسبت استات به پروپیونات در تیمار روغن پالم نسبت به شاهد به طور معنیداری افزایش یافت (0.001>P). غلظت های اسید استیک (62.50 میلی مول در لیتر) و اسید پروپیونیک (27.50 میلی مول در لیتر) در تیمار روغن کاملینا بالاترین مقدار را داشتند. غلظت نیتروژن آمونیاکی شکمبه در تیمار روغن پالم افزایش معنیداری را نشان داد (0.001>P) که میتواند دلیل کاهش کارایی استفاده از نیتروژن توسط میکروبها یا کاهش سنتز پروتئین میکروبی بهعلت محدودیت انرژی در محیط شکمبه باشد. در مقابل، در تیمارهای حاوی کاملینا (روغن و دانه) کاهش معنیدار نیتروژن آمونیاکی شکمبه همراه با افزایش معنیدار سنتز پروتئین میکروبی مشاهده شد که نشان میدهد حضور اسیدهای چرب غیر اشباع در جیرههای حاوی کاملینا (روغن و دانه) احتمالاً موجب بهبود هماهنگی میان انرژی و نیتروژن قابل استفاده برای میکروبها شدهاست. دفع روزانه تمام مشتقات پورینی ادرار (آلانتوئین، اسید اوریک، گزانتین + هیپوگزانتین) و سنتز پروتئین میکروبی در تیمار دانه کاملینا به طور معنیداری بالاتر از سایر تیمارها بود (0.001>P). تولید پروتئین میکروبی در تیمار دانه کاملینا (46.58 گرم در روز) بیشترین و در تیمار شاهد (34.08 گرم در روز) کمترین مقدار را نشان داد (0.0001>P). تولید پروتئین میکروبی به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی نیز در تیمار دانه کاملینا (1.07گرم) بهطور معنیداری بیشتر از تیمار شاهد (0.81 گرم) بود (0.0007= P).
نتیجه گیری: به طور کلی، استفاده از دانه کاملینا با بهبود شرایط تخمیر شکمبه و افزایش سنتز پروتئین میکروبی همراه بود، در حالی که روغن پالم اثرات منفی بر تخمیر شکمبه داشت. شکل فیزیکی ارائه چربی و منبع اسیدهای چرب نقش تعیینکنندهای در الگوی تخمیر شکمبهای و سنتز پروتئین میکروبی داشت. دانه کامل کاملینا به دلیل محافظت فیزیکی روغن در برابر تخمیر سریع و همچنین تأمین همزمان انرژی و پروتئین قابل تخمیر، ضمن حفظ pH شکمبه در محدوده مطلوب، سبب افزایش نسبت پروپیونات به استات و بهبود سنتز پروتئین میکروبی گردید. اگرچه روغن کاملینا به شکل آزاد غلظت کل اسیدهای چرب فرار را افزایش داد، اما سطح 1.5 درصد آن تأثیر منفی بر سنتز پروتئین میکروبی نداشت. بر اساس یافتههای این پژوهش، استفاده از دانه کاملینا تا سطح 5 درصد ماده خشک جیره میتواند با بهبود تخمیر شکمبهای و افزایش سنتز پروتئین میکروبی، کارایی استفاده از جیره را در برههای پرواری ارتقا دهد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تغذیه نشخوارکنندگان دریافت: 1404/7/22 | پذیرش: 1404/11/1