XML English Abstract Print


1- دانشگاه علوم کشاورزی منابع طبیعی گرگان
2- گرو ‎ه‎ ‎تغذیه‎ ‎دام‎ ‎طیور،‎ ‎دانشکده‎ ‎علوم‎ ‎دامی،‎ ‎دانشگاه‎ ‎علوم‎ ‎کشاورزی‎ ‎منابع‎ ‎طبیعی‎ ‎گرگان،‎ ‎گرگان،‎ ‎ایران
چکیده:   (245 مشاهده)
چکیده مبوسط
مقدمه و هدف : شکمبه به‌عنوان قلب متابولیکی نشخوارکنندگان، نقش محوری در هضم مواد فیبری و تأمین انرژی و پروتئین مورد نیاز دام ایفا می‌کند. هرگونه تغییر در جیره غذایی، به‌ویژه از نظر منبع و شکل فیزیکی چربی، می‌تواند الگوی تخمیر، جمعیت میکروبی و در نهایت کارایی تولید پروتئین میکروبی را دستخوش تغییر نماید. در این میان، گیاه کاملینا ساتیوا به­دلیل مقاومت به خشکی و شوری، و دارا بودن روغنی غنی از اسیدهای چرب ‏غیراشباع، به‌ویژه اسید آلفا-لینولنیک (امگا-۳)، به­عنوان منبعی نوظهور در تغذیه دام مطرح شده است. ‏روغن پالم، به‌دلیل غلبه اسیدهای چرب اشباع، اثر کمتری بر جمعیت میکروبی شکمبه دارد؛ در حالی‌که روغن کاملینا ‏با دارا بودن چندین پیوند غیراشباع، ممکن است منجر به تغییر نسبت اسیدهای چرب فرار، کاهش متان و بهبود کارایی ‏انرژی گردد. همچنین نوع فرآورده (دانه یا روغن) می‌تواند بر پاسخ‌های شکمبه‌ای اثر متفاوتی داشته باشد.‏ از آن‌جا که سنجش مستقیم جمعیت میکروبی دشوار و پرهزینه است، استفاده از شاخص‌های غیرمستقیم مانند ‏اندازه‌گیری مشتقات پورینی در ادرار برای برآورد سنتز پروتئین میکروبی به‌کار می‌رود. ‏پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر روغن پالم، روغن کاملینا و دانه کاملینا بر فراسنجه‌های تخمیر شکمبه‌ای و سنتز پروتئین میکروبی در بره‌های پرواری انجام شد.
مواد و روش :  تعداد 32 رأس بره نر (با میانگین سن 5/3 ماه و میانگین وزن اولیه 48/0±  89/23کیلوگرم) در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تیمار و ۸ تکرار به مدت ۸۴ روز پروار شدند. تیمارها شامل: 1- جیره پایه بدون مکمل روغن(جیره شاهد)، 2- جیره پایه حاوی 5/1 درصد روغن پالم، 3- جیره پایه حاوی 5/1 درصد روغن کاملینا، و 4- جیره پایه حاوی 5 درصد دانه کاملینا بودند. جیره‌ها بر اساس توصیه‌های(NRC, 2007) ‏ تنظیم و از نظر انرژی و پروتئین خام متعادل شدند. خوراک‌ها به‌صورت ‏TMR‏ در دو وعده (هفت صبح و چهار عصر) تغذیه گردید.‏ نمونه‌گیری از مایع شکمبه برای اندازه‌گیری ‏pH، نیتروژن آمونیاکی و اسیدهای چرب فرار در روز ۸۴ و چهار ساعت پس از خوراک‌دهی صبح با استفاده از لوله مری انجام شد. pH شکمبه بلافاصله توسط pH متر سیار اندازه‌گیری گردید. غلظت نیتروژن آمونیاکی با روش فنل- هیپوکلریت ‏ و اسیدهای چرب فرار با استفاده از دستگاه گاز کروماتوگراف تعیین گردیدند. برای تخمین سنتز پروتئین میکروبی، ‏ادرار ۲۴ ساعته در روز ۸۰ جمع‌آوری و مشتقات پورینی (آلانتوئین، اسید اوریک، گزانتین و هیپوگزانتین) با با کیت‌های استاندارد اندازه‌گیری شدند. جریان نیتروژن میکروبی با استفاده از معادلات ‏Chen‏ و ‏ Gomes ‏(1995) محاسبه شد. داده‌ها با استفاده از رویه GLM نرم‌افزار SAS (ویرایش ۹/۴) ‏)و در قالب طرح کاملاً تصادفی تجزیه و تحلیل شدند و مقایسه میانگین‌ها توسط آزمون دانکن در سطح ۵ درصد انجام گرفت‏.
یافته­ها :  نتایج این پژوهش نشان داد که pH شکمبه تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت و در محدوده 75/6 تا 7 باقی ماند (۰۵/۰< P) که بیانگر حفظ تعادل بافری و سلامت محیط شکمبه است. غلظت کل اسیدهای چرب فرار در تیمار روغن کاملینا (25/111میلی‌مول در لیتر) بالاترین و در تیمار روغن پالم (۹۱/۰۰ میلی‌مول در لیتر) پایین‌ترین مقدار بود (0001/۰>P ). غلظت اسید استیک و نسبت استات به پروپیونات در تیمار روغن پالم به­طور معنی‌داری کاهش یافت(001/۰>P ). غلظت اسید پروپیونیک در تیمار روغن کاملینا بالاترین مقدار را داشت. غلظت نیتروژن آمونیاکی شکمبه در تیمار روغن پالم افزایش معنی‌دار نشان داد (001/۰>P ) که می‌تواند دلیل کاهش کارایی استفاده از نیتروژن توسط میکروب‌ها یا کاهش سنتز پروتئین میکروبی به‌علت محدودیت انرژی در محیط شکمبه باشد. در مقابل، حضور اسیدهای چرب غیراشباع در جیره‌های حاوی کاملینا(روغن و دانه) احتمالاً موجب بهبود هماهنگی میان انرژی و نیتروژن قابل استفاده برای میکروب‌ها شده است. دفع روزانه تمامی مشتقات پورینی ادرار (آلانتوئین، اسید اوریک، گزانتین + هیپوگزانتین) و سنتز پروتئین میکروبی در تیمار دانه کاملینا به­طور معنی‌داری بالاتر از سایر تیمارها بود (001/۰>P ). تولید پروتئین میکروبی در تیمار دانه کاملینا (58/46گرم در روز) بیشترین و در تیمار شاهد (08/34 گرم در روز) کمترین مقدار را نشان ‏داد (0001/0 >‏P ‏). تولید پروتئین میکروبی به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی نیز در تیمار دانه کاملینا 07/1گرم) به‌طور معنی‌داری ‏بیشتر از تیمار شاهد (81/0گرم) بود (0007/0 =‏P ‏).‏
نتیجه­گیری :  به طور کلی، استفاده از دانه کاملینا با بهبود شرایط تخمیر شکمبه و افزایش سنتز پروتئین میکروبی همراه بود، در حالی که روغن پالم اثرات منفی بر تخمیر شکمبه داشت. شکل فیزیکی ارائه چربی و منبع اسیدهای چرب نقش تعیین‌کننده‌ای در الگوی تخمیر شکمبه‌ای و سنتز پروتئین میکروبی دارد. دانه کامل کاملینا به­دلیل محافظت فیزیکی روغن در برابر تخمیر سریع و همچنین تأمین همزمان انرژی و پروتئین قابل تخمیر، ضمن حفظ pH شکمبه در محدوده مطلوب، سبب افزایش نسبت پروپیونات به استات و بهبود سنتز پروتئین میکروبی گردید. اگرچه روغن کاملینا به شکل آزاد غلظت کل اسیدهای چرب فرار را افزایش داد، اما سطح ۵/۱ درصد آن تأثیر منفی بر سنتز پروتئین میکروبی نداشت. بر اساس یافته‌های این پژوهش، استفاده از دانه کاملینا تا سطح ۵ درصد ماده خشک جیره می‌تواند با بهبود تخمیر شکمبه‌ای و افزایش سنتز پروتئین میکروبی، کارایی استفاده از جیره را در بره‌های پرواری ارتقا دهد.
 
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تغذیه نشخوارکنندگان
دریافت: 1404/12/23 | پذیرش: 1405/3/16

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پژوهشهای تولیدات دامی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Research On Animal Production

Designed & Developed by : Yektaweb