چکیده: (17 مشاهده)
مقدمه و هدف: استفاده از چربیهای محافظتشده در شکمبه، بهویژه نمکهای کلسیمی اسیدهای چرب غیراشباع، یکی از راهکارهای تغذیهای برای افزایش تراکم انرژی جیره و بهبود عملکرد دامهای شیرده در دوره اوایل و میانه شیردهی است. این ترکیبات، در مقایسه با منابع معمول چربی، میتوانند بدون ایجاد اختلال شدید در تخمیر شکمبه، انرژی بیشتری در اختیار دام قرار دهند و از این طریق بر تولید و ترکیب شیر، وضعیت متابولیکی و بهرهوری تغذیهای اثر بگذارند. با وجود این، پاسخ دام به مکملسازی چربی به عواملی مانند نوع اسید چرب، مقدار مصرف، مرحله شیردهی، ترکیب جیره و ویژگیهای گونهای وابسته است. در گاومیش خوزستانی، با وجود اهمیت اقتصادی و سازگاری بالا با شرایط اقلیمی جنوب ایران، اطلاعات مربوط به اثر نمکهای کلسیمی اسیدهای چرب امگا ۳ بر عملکرد تولیدی، ترکیب شیر، هضمپذیری و فراسنجههای خونی محدود است. بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی اثر سطوح مختلف نمک کلسیمی اسیدهای چرب امگا ۳ بر مصرف خوراک، تولید و ترکیب شیر، قابلیت هضم ظاهری مواد مغذی و برخی شاخصهای بیوشیمیایی خون در گاومیشهای شیرده خوزستانی انجام شد.
مواد و روشها: این آزمایش در ایستگاه گاومیشداری دزفول با استفاده از ۲۱ رأس گاومیش شیرده خوزستانی در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و هفت تکرار انجام شد. میانگین وزن زنده دامها 585±1۵ کیلوگرم، میانگین تعداد شکم زایش سه، میانگین روزهای شیردهی ۱۰۰ روز و دامنه سنی آنها پنج تا شش سال بود. دوره آزمایش 60 روز شامل ۱۵ روز عادتپذیری بود. تیمارها شامل جیره پایه بدون مکمل، جیره پایه حاوی ۷۵ گرم و جیره پایه حاوی ۱۵۰ گرم نمک کلسیمی اسیدهای چرب امگا ۳ در روز بودند. مکمل مورد استفاده با نام تجاری پرشیافت، تولید شرکت کیمیا دانش الوند، روزانه با کنسانتره مخلوط شد. جیرهها بر اساس NRC (2001) و با نسبت ۵۰:۵۰ علوفه به کنسانتره تنظیم و بهصورت جیره کاملاً مخلوط در دو نوبت روزانه عرضه شدند و آب آشامیدنی بهصورت آزاد در اختیار دامها قرار گرفت. دامها در جایگاههای انفرادی نگهداری شدند تا مصرف خوراک و تولید شیر هر رأس بهصورت جداگانه ثبت شود. مقدار خوراک عرضهشده و پسمانده روزانه اندازهگیری و از آنها برای تعیین مصرف ماده خشک نمونهبرداری شد. دوشش در ساعتهای ۶ و ۱۸ انجام شد و نمونههای شیر پس از همگنسازی و نگهداری در شرایط سرد برای اندازهگیری درصد چربی، پروتئین، لاکتوز، ماده جامد بدون چربی، ماده خشک، pH و نقطه انجماد بررسی شدند. در روزهای پایانی دوره، نمونههای خوراک، پسمانده و مدفوع پس از جمعآوری، خشک، آسیاب و برای تعیین ترکیبات شیمیایی و هضم پذیری ظاهری ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، چربی خام و اجزای دیواره سلولی به آزمایشگاه منتقل شدند. همچنین، در پایان دوره نمونههای خون برای سنجش گلوکز، کلسترول، تریگلیسرید، نیتروژن اورهای خون، کراتینین و فعالیت آنزیمهای AST، ALTو ALP با استفاده از کیتهای بایرکس فارس و دستگاه اتوآنالایزر Mindray BS-200 اخذ و تجزیه شدند. دادهها با رویههای GLM و MIXED نرمافزار SAS 9.3 تجزیه و میانگینها در سطح پنج درصد مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که مصرف ماده خشک تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت و افزودن مکمل تا سطح ۱۵۰ گرم در روز، اختلال محسوسی در پذیرش خوراک ایجاد نکرد. تولید شیر بهطور معنیداری تحت تأثیر سطح مکمل قرار گرفت و بیشترین مقدار آن در تیمار ۱۵۰ گرم مشاهده شد، درحالیکه تیمار ۷۵ گرم نسبت به شاهد تنها کاهش عددی و غیرمعنیدار نشان داد. درصد چربی، پروتئین و لاکتوز شیر بین تیمارها تفاوت معنیداری نداشت، اما ماده جامد بدون چربی شیر در اثر مصرف ۱۵۰ گرم مکمل بهطور معنیداری افزایش یافت. فراسنجههای خونی شامل گلوکز، کلسترول، تریگلیسرید، نیتروژن اورهای خون، کراتینین و نیز فعالیت آنزیمهای AST،ALT و ALP تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند و همگی در محدوده طبیعی باقی ماندند. در مقابل، هضم پذیری ماده خشک در گروه شاهد بهطور معنیداری بیشتر از تیمارهای دریافتکننده مکمل بود و هضم پذیری ماده آلی نیز در شاهد نسبت به تیمار ۷۵ گرم بیشتر بود. قابلیت هضم الیاف نامحلول در شوینده خنثی با افزایش سطح مکمل روند کاهشی داشت و در تیمار ۱۵۰ گرم به کمترین مقدار رسید، هرچند این اختلاف در سطح پنج درصد معنیدار نشد. هضم پذیری الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و پروتئین خام بین تیمارها تفاوتی نشان نداد.
بحث و نتیجهگیری: نمکهای کلسیمی اسیدهای چرب امگا ۳ تا سطح ۱۵۰ گرم در روز، بدون کاهش مصرف ماده خشک، تولید شیر و مواد جامد بدون چربی (SNF) را در گاومیشهای شیرده خوزستانی افزایش دادند. نبود تغییر معنیدار در درصد چربی، پروتئین و لاکتوز نشان میدهد که افزایش SNF احتمالاً ناشی از تغییرات محدود و همزمان در اجزای غیرچربی شیر بوده است. همچنین، ثابتماندن غلظت گلوکز، کلسترول، تریگلیسرید، نیتروژن اورهای خون، کراتینین و فعالیت آنزیمهای کبدی (AST، ALT و ALP) بیانگر آن است که مصرف مکمل در سطح ۱۵۰ گرم، در شرایط این آزمایش، اثر نامطلوب آشکاری بر وضعیت متابولیکی یا عملکرد کبد و کلیه نداشت. با وجود افزایش تولید شیر، کاهش هضم پذیری ماده خشک و ماده آلی و روند کاهشی هضم پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) ، احتمال تأثیر مکمل بر هضم اجزای فیبری جیره را مطرح میکند. این پاسخ میتواند با فعالیت میکروارگانیسمهای فیبرولیتیک شکمبه، میزان حفاظت چربی، ترکیب جیره پایه و یکنواختی اختلاط خوراک کاملاً مخلوط مرتبط باشد. بااینحال، ازآنجاکه شاخصهای تخمیر و جمعیت میکروبی شکمبه در این پژوهش اندازهگیری نشدند، تفسیر این سازوکار باید با احتیاط انجام شود. در مجموع، مصرف روزانه ۱۵۰ گرم نمک کلسیمی اسیدهای چرب امگا ۳ میتواند راهبردی مناسب برای بهبود تولید شیر و SNF گاومیشهای شیرده خوزستانی باشد، مشروط بر آنکه کیفیت علوفه، یکنواختی اختلاط جیره و مصرف کامل مکمل بهدقت مدیریت شود. برای تأیید کاربرد تجاری این سطح، انجام مطالعات طولانیمدت با بررسی تخمیر شکمبه، پروفیل اسیدهای چرب شیر، شاخصهای تولیدمثلی و ارزیابی اقتصادی پیشنهاد میشود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تغذیه نشخوارکنندگان دریافت: 1404/12/2 | پذیرش: 1405/6/2