XML English Abstract Print


1- دانشجوی دکتری عمومی دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، لرستان، ایران
2- گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
3- گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، لرستان، ایران
چکیده:   (22 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف
 افزایش جمعیت جهانی و در پی آن رشد تقاضا برای فرآورده‌های دامی، ضرورت بهبود راندمان تولید در صنعت دامپروری را دوچندان کرده است. یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهره‌وری، ارتقای سلامت دام‌ها به‌ویژه در دوران آبستنی و شیردهی است، زیرا این دوره‌ با تغییرات شدید فیزیولوژیک و نرخ متابولیک همراه بوده و دام برای تأمین نیازهای جنین و تولید شیر، از مکانیسم‌های جبرانی مختلف استفاده می‌کند. این تغییرات می‌توانند منجر به بروز اختلالات متابولیک شوند که پیامدهایی مانند کاهش میزان آبستنی، سقط جنین، و ضعف عمومی دام را به‌دنبال دارند. برای مثال، کمبود عناصری مانند مس و آهن موجب سقط جنین و کم‌خونی می‌شود. بنابراین، شناخت وضعیت عناصر ریزمغذی یا میکرومینرال‌ها در دام‌های آبستن و شیرده، نقش مهمی در پیشگیری از بیماری‌ها و ارتقای عملکرد تولیدی دارد.
غلظت میکرومینرال‌ها با وجود حضور اندک در بدن، نقش‌های حیاتی در فرآیندهای متابولیک، تولیدمثلی، ایمنی و رشد جنین ایفا می‌کنند. آهن، از عناصر کلیدی در انتقال اکسیژن و سنتز هموگلوبین، در دوران آبستنی معمولاً با کاهش سطح غلظت سرم مواجه می‌شود زیرا نیاز جنینی افزایش می‌یابد. کروم نیز از طریق تقویت حساسیت بافت‌ها به انسولین، نقش مهمی در تنظیم متابولیسم انرژی دارد و کمبود آن می‌تواند کارایی متابولیک دام را در دوره‌هایی مانند آبستنی و شیردهی کاهش دهد. بور نیز با بهبود جذب کلسیم و تنظیم غلظت ویتامین D و هورمون پاراتیروئید، در حفظ هموستاز کلسیم و استخوان‌سازی جنین نقش دارد. در مقابل، مصرف بیش‌ازحد مولیبدن به‌ویژه در حضور سولفور، باعث کاهش جذب مس و بروز کمبود ثانویه آن می‌شود. همچنین عناصری مانند بریلیوم و لیتیوم  در مقادیر بالا اثرات سمی داشته و می‌توانند عملکرد تولیدمثلی و سلولی را مختل کنند. حضور غیرکنترل‌شده این فلزات در جیره غذایی دام ممکن است سلامت دام و کیفیت محصولات دامی را تحت تأثیر منفی قرار دهد .از آنجا که دوره‌های آبستنی و شیردهی با تغییرات شدید متابولیک همراه‌اند، بررسی تغییرات غلظت میکرومینرال‌ها در این دوره‌ها برای درک بهتر وضعیت فیزیولوژیک و پیشگیری از اختلالات مرتبط ضروری است. تنظیم صحیح تعادل این عناصر می‌تواند از بروز مشکلاتی مانند سقط جنین، کاهش باروری، کم‌خونی و ضعف ایمنی جلوگیری کند و با توجه به وضعیت تغذیه‌ای و عناصر ریزمغذی دام‌ها، در پاسخ به افزایش تقاضای جهانی برای محصولات دامی، نقش مهمی در پایداری و بهبود راندمان تولید دارد. در این میان، نژاد لری بختیاری با جمعیتی بیش از یک‌میلیون و هفت‌صد هزار رأس، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. این نژاد با جثه بزرگ و درصد چربی بالای شیر، سهم قابل‌توجهی در تأمین پروتئین حیوانی کشور دارد. بررسی وضعیت میکرومینرال‌ها در میش‌های این نژاد، به‌ویژه در دوره‌های مختلف آبستنی و شیردهی، می‌تواند اطلاعات ارزشمندی برای تنظیم جیره‌های غذایی متناسب با نیازهای آن فراهم کند. چنین مطالعاتی علاوه بر ارتقای سلامت و بازدهی تولیدمثل، در بهبود کیفیت فرآورده‌های دامی و افزایش بهره‌وری اقتصادی صنعت دامپروری نقش مؤثری دارند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات غلظت میکرومینرال‌ها در میش‌های نژاد لری بختیاری در دوره‌های مختلف آبستنی و شیردهی انجام شد تا با شناسایی الگوی تغییر این عناصر، زمینه تنظیم بهینه جیره‌های غذایی و ارتقای سلامت و عملکرد تولیدی این نژاد فراهم شود. این امر می‌تواند گامی مؤثر در جهت بهبود پایداری تولید، افزایش راندمان و ارتقای کیفیت محصولات دامی در کشور باشد.
مواد و روش‌ها
در این پژوهش از 75 رأس میش بالغ نژاد لری بختیاری سالم با میانگین سنی 5/2سال از یک واحد نیمه‌صنعتی در شهرستان دورود استان لرستان استفاده شد و میش‌ها در پنج گروه شامل غیرآبستن، سه ماه اول ، دوم، سوم آبستنی و شیردهی قرار گرفتند؛ جیره آن‌ها شامل یونجه، کاه و کنسانتره بود، خونگیری از سیاهرگ گردن انجام و سرم‌ها پس از سانتریفیوژ در دمای 20- درجه نگهداری گردید، غلظت عناصر میکرومینرال با دستگاه  طیف‌سنجی اتمی پلاسمای جفت‌شده القایی[1] اندازه‌گیری و داده‌ها با آزمون ANOVA و توکی تحلیل شد.  
یافته‌ها
 در این پژوهش، تغییرات مقادیر عناصر میکرومینرال در میش‌های نژاد لری‌بختیاری طی دوره‌های مختلف آبستنی و شیردهی بررسی شد. نتایج نشان داد غلظت سرمی آهن در سه ماه سوم آبستنی به‌طور معنی‌داری بالاتر از سایر گروه‌ها بود (p<0.05) که احتمالاً ناشی از افزایش نیاز جنین و تغییرات فیزیولوژیک مرتبط با انتقال اکسیژن است. غلظت سرمی کروم طی دوران آبستنی و شیردهی در مقایسه با گروه کنترل کاهش  معنی‌داری نشان داد  کاهش غلظت کروم در دوره آبستنی احتمالا  ناشی از افزایش نیاز متابولیک و مصرف بیشتر این عنصر در فرآیندهای فیزیولوژیک مرتبط با رشد جنین و فعالیت‌های آنزیمی وابسته به انسولین باشد. غلظت سرمی مولیبدن در سه ماه اول و سوم آبستنی و دوره شیردهی افزایش قابل توجهی نشان داد (p<0.05)  که می‌تواند ناشی از تغییر در متابولیسم نیتروژن و سولفور در این دوره‌ها باشد. غلظت سرمی بریلیوم و بور در دوره شیردهی افزایش یافت که احتمالاً به نقش بور در جذب کلسیم و تنظیم ویتامین D مربوط است، در حالی‌که غلظت سرمی لیتیوم در سه ماه دوم و  سوم  آبستنی افزایش نشان داد که ممکن است با تغییرات هورمونی مرتبط باشد. این نتایج نشان‌دهنده تأثیر مراحل مختلف تولیدمثلی بر وضعیت عناصر کم‌مقدار و اهمیت تنظیم جیره غذایی بر اساس نیازهای متابولیک در دوره‌های حساس فیزیولوژیک است.
نتیجه‌گیری
 این یافته‌ها حاکی از اثرگذاری مراحل مختلف آبستنی و شیردهی بر غلظت میکرومینرال‌های سرم خون میش‌ها هستند. توجه به این تغییرات می‌تواند در طراحی بهینه برنامه‌های تغذیه‌ای و مدیریتی، به‌منظور افزایش سلامت و بهره‌وری دام، نقش مهمی داشته باشد.
 
I
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: دامپزشکی
دریافت: 1404/8/24 | پذیرش: 1405/2/29

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پژوهشهای تولیدات دامی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Research On Animal Production

Designed & Developed by : Yektaweb