1- دانشگاه شهرکرد
2- موسسه تحقیقات علوم دامی کشور
چکیده: (15 مشاهده)
مقدمه و هدف: با توجه به اهمیت روزافزون شناسایی عوامل مؤثر بر ساختار فیزیکی اسبهای ورزشی و نقش حیاتی صفات بیومتری در تعیین عملکرد و قابلیتهای ورزشی این حیوانات، این مطالعه به بررسی اثر عوامل غیرژنتیکی و محیطی (سن، جنس و منطقه پرورش) بر صفات بیومتری اسبهای تروبرد در استان گلستان پرداخته است. اسب تروبرد به عنوان یکی از مهمترین نژادهای ورزشی جهان، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که شناخت عوامل تأثیرگذار بر ابعاد بدنی آن میتواند در بهینهسازی عملکرد ورزشی این نژاد نقش بسزایی ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش، تعیین و کمیسازی تأثیر سه عامل سن (عامل فیزیولوژیک-تکاملی)، جنس (عامل ژنتیکی-بیولوژیک) و منطقه پرورش (عامل محیطی) بر صفات بیومتری این نژاد با ارزش بوده است. درک دقیق این روابط میتواند در برنامهریزیهای اصلاح نژادی، مدیریت پرورش و انتخاب اسبهای مناسب برای مسابقات اسبدوانی بسیار حائز اهمیت باشد و به بهینهسازی عملکرد این حیوانات در زمینههای ورزشی مختلف منجر شود.
مواد و روشها: در این پژوهش صفات بیومتری بدن ۱۰۵ رأس اسب تروبرد با رعایت اصول اخلاقی اندازهگیری شد. نمونهها شامل ۶۶ نریان و ۳۹ مادیان با محدوده سنی ۲ تا ۴ سال بودند که از سه شهرستان پرورش اسب در استان گلستان شامل گنبدکاووس (۶۱ رأس)، آققلا (۲۴ رأس) و بندرترکمن (۲۰ رأس) جمعآوری شدند. روش نمونهگیری به صورت تصادفی بوده و اسبها از نظر سلامت عمومی، نداشتن ناهنجاریهای آشکار اسکلتی و شرایط فیزیکی مطلوب مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای اندازهگیری صفات بیومتری اسبها روی سطحی صاف قرار داده شدند و اندازهگیریها از ناحیه چپ بدن آنها انجام شد. کلیه اندازهگیریها توسط یک فرد آموزشدیده و با رعایت استانداردهای یکنواخت با استفاده از متر نواری استاندارد انجام گرفت. در مجموع ۱۶ صفت بیومتری مختلف شامل طول سر، طول گردن، عرض سینه، محیط سینه، ارتفاع جدوگاه، محیط شکم، ارتفاع میانه بدن، محیط نافی، ارتفاع کپل، طول پشت، طول بدن، عرض کپل، طول کپل، عمق کپل، ارتفاع اتصال دم و طول دم با دقت سانتیمتر اندازهگیری شدند. تحلیلهای آماری شامل آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر مقادیر و ضریب تغییرات)، تجزیه واریانس و مقایسه میانگینهای حداقل مربعات به کمک روش مدلهای خطی عمومی (GLM) بود. مدل آماری مورد استفاده شامل اثرات ثابت سن، جنس و منطقه پرورش بود. پیش از تحلیل، نرمال بودن توزیع دادهها برای هر ۱۶ صفت در سطوح مختلف عوامل (سن، جنس و منطقه پرورش) تأیید شد. برای مقایسه میانگینها از آزمون توکی-کرامر در سطح معنیداری ۵ درصد استفاده شد و کلیه تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار SAS انجام شد.
یافتهها: بر اساس نتایج به دست آمده از آمار توصیفی، بیشترین ضریب تغییرات متعلق به طول کپل (۸۱/۸ درصد) و کمترین آن برای ارتفاع میانه بدن (۴۱/۲ درصد) برآورد شد. این موضوع نشان میدهد که صفت طول کپل دارای بیشترین میزان پراکندگی و تغییرپذیری در بین اسبهای مورد مطالعه بوده، در حالی که صفت ارتفاع میانه بدن از پایداری و ثبات بیشتری برخوردار است. همانطور که انتظار میرفت، سن به عنوان یک عامل فیزیولوژیک-تکاملی تأثیر معنیداری صفات بیومتری شامل محیط سینه (01/0>P)، ارتفاع جدوگاه (05/0>P)، ارتفاع کپل (05/0>P)، طول پشت (01/0>P)، طول بدن (05/0>P) و ارتفاع اتصال دم (05/0>P) داشته است. همچنین منطقه پرورش بر نه صفت شامل صفات طول سر (01/0>P)، طول گردن (01/0>P)، عرض سینه (01/0>P)، محیط سینه (01/0>P)، طول پشت (01/0>P)، طول بدن (05/0>P)، عرض کپل (01/0>P)، ارتفاع اتصال دم (01/0>P) طول دم (01/0>P)، اثر معنیدار داشت. مقایسه میانگینها نشان داد که اسبهای پرورش یافته در منطقه بندرترکمن به طور معنیداری از نظر برخی صفات برتر بودند، در حالی که اسبهای منطقه آققلا در برخی صفات دیگر مقادیر کمتری داشتند. این تفاوتها احتمالاً ناشی از شرایط محیطی، مدیریت پرورش و سیستمهای تغذیهای متفاوت در این مناطق است. با این حال، عامل جنس بر هیچ یک از صفات بیومتری مورد مطالعه تأثیر معنیدار آماری نشان نداد، اگرچه میانگین برخی صفات در نریانها بالاتر از مادیانها بود. این یافته میتواند نشاندهنده یکنواختی در مدیریت پرورش و تمرین در بین دو جنس در منطقه مورد مطالعه باشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که اسبهای تروبرد استان گلستان از نظر برخی صفات بیومتری مقادیر نسبی بالایی در مقایسه با مقادیر گزارششده در مطالعات پیشین برای سایر نژادهای ایرانی دارند. با این احتیاط که این مقایسه به دلیل تفاوت در شرایط نمونهگیری (از قبیل سن، جنس، منطقه، ابزار و روش اندازهگیری) غیرمستقیم است، میتوان فرض کردکه جمعیت تروبرد گلستان از پتانسیل ژنتیکی مطلوب، شرایط محیطی مناسب و مدیریت صحیح پرورش در این منطقه برخوردار میباشد. در بین عوامل مورد بررسی، سن به عنوان عامل فیزیولوژیک-تکاملی و منطقه پرورش به عنوان عامل محیطی، تعیینکننده در تغییرپذیری صفات بیومتری بودند. به طور مشخص، با افزایش سن در 3 سالگی، بهبود معنیداری در صفاتی همچون محیط سینه، ارتفاع جدوگاه، طول پشت، طول بدن، ارتفاع اتصال دم و ارتفاع کپل مشاهده گردید. همچنین تفاوتهای منطقهای در صفاتی مانند طول گردن، عرض سینه و طول کپل نشاندهنده تأثیر شرایط جغرافیایی و مدیریت پرورش بر ویژگیهای فیزیکی اسبها است. در مقابل، عامل جنس تأثیر معنیداری بر صفات بیومتری نداشت. با توجه به ماهیت مقطعی و فنوتیپی مطالعه و فقدان دادههای ژنتیکی (شجره) و عملکردی (رکورد مسابقه)، کاربرد مستقیم این یافتهها در برنامههای اصلاح نژادی منوط به انجام مطالعات تکمیلی ژنتیکی و عملکردی است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
ژنتیک و اصلاح نژاد دام دریافت: 1404/8/3 | پذیرش: 1405/5/26